السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

324

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

( علل الشرائع ) با استناد به انس مىنويسد : رسول خدا ( ص ) فرمود : شعيب آنقدر از عشق خدا گريست تا كور شد ، خداوند چشمش را به او باز گرداند ، مجددا گريه كرد تا نابينا شد ، خداوند دوباره بينايى وى را به او باز گرداند ، مجددا گريه كرد تا نابينا شد ، خداوند دوباره بينايى وى را به او باز گرداند ، بازهم آنقدر گريست تا كور شد و اين بار نيز خداوند او را شفا داد ، در مرتبه چهارم ، خداوند به او وحى كرد : اى شعيب تا به كى مىگريى ، اگر گريهء تو از بيم آتش جهنم است ، من تو را از آن رهانيدم و اگر از شوق وصول به بهشت است ، من آن را به تو بخشيدم ، شعيب گفت : معبودا ، اى مولاى من ! تو مىدانى كه گريه من نه از ترس جهنّم است و نه از شوق بهشت ، ولى عشق تو در قلب من جاى گرفته و من طاقت صبر و تحمّل ندارم ، تا آنكه تو را ببينم ، خداوند تعالى به او وحى نمود ، حال كه چنين است ، به زودى من كليم خود موسى بن عمران را به خدمت تو مىگمارم . ( شيخ صدوق ) رحمة اللَّه عليه مىگويد : منظور شعيب ( ع ) اين بود كه من همواره در عشق تو مىگريم تا وقتى كه بدانم مرا به دوستى و حبّ خود پذيرفته‌اى . ( شيخ محدّث ) مىگويد : منظور شعيب از ديدن ، رسيدن به غايت عرفان و يقين بوده كه از آن به رؤيت تعبير مىشود كه البته رؤيت قلب است نه رؤيت چشم كه نتيجه آن رسيدن به كمال معرفت به حسب استعداد و قابليّت و توانايى و گنجايش روحى فرد است . ولى آنچه ظاهرتر است اين است كه مراد شعيب از ( اراك ) ديدن و لقاء الهى بعد از مرگ باشد ، يعنى عرضه مىدارد ، خدايا من آنقدر در عشق تو مىگريم تا وقتى كه به ديدار تو نائل شوم ، مثل كسى كه از معشوق خود جدا شده و در فراق او و در اميد وصالش مىگريد . آنچه شعيب در مورد گريه خود مىگويد مفاد همان حديث مولا امير المؤمنين على ( ع ) است كه مىفرمايد : خدايا : من تو را از بيم آتش جهنم يا در طمع بهشت ، عبادت نمىكنم ، بلكه تو را شايستهء عبادت يافتم و كمر به عبادت تو بستم . از امام سجاد ( ع ) نقل شده كه فرمود : اوّلين كسى كه ترازو و پيمانه را به كار برد شعيب نبى ( ع ) بود كه آن را با دست خود ساخت و مردم هم بوسيلهء ترازو معاملات خود را انجام مىدادند ، امّا بتدريج با وسوسهء شيطان شروع به كم فروشى و نقص